هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
103
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
نماز مىخواند . ( 1 ) هيچ يك از مورخان در اين غزوه پيكارى ميان دو طرف ذكر نكرده است ، همچنانكه هيچ يك دربارهء غنيمت گرفتن مسلمانان در آن چيزى نگفته است ، جز ابن سعد در طبقات ، كه در آن آمده است پيامبر به راه خود ادامه داد تا به محل زندگانى آنان رسيد و جز زنان هيچكس را در آنجا نيافت ، پس آنان را اسير نمود ولى مردان و گروههاى عرب به بالاى كوهها گريختند . ابن سعد اين غزوه را پس از بدر الموعد ياد كرده و ديگر نويسندگان سيره آن را پيش از آن آوردهاند . هيكل در « زندگانى محمد » و سيد محسن امين در اعيان الشيعة گفتهاند كه غطفان و وابستگانشان چون پيامبر را ديدند پراكنده شدند و زنان و اموال خود را رها نمودند ، و مسلمانان آن مقدار كه مىتوانستند از آنها برداشتند ولى اين سخن سرچشمهاى جز گفتار ابن سعد در طبقاتش ندارد . ممكن است پيامبر دو بار و در دو زمان مختلف به آنان يورش برده باشد و در يكى غنيمت گرفته و در ديگرى نگرفته باشد . ( 2 ) در تاريخ ابو الفداء آمده است كه مردى از غطفان به قوم خود گفت : آيا مىخواهيد محمد را براى شما بكشم ؟ گفتند : آرى . وى در محضر پيامبر ( ص ) حاضر شد و گفت : اى محمد ، مىخواهم شمشير تو را ببينم . شمشير پيامبر با نقره زينت شده بود و پيامبر آن را بر روى ران خود گذارده بود . آن را برداشت و به وى داد ، مرد آن را گرفت و از نيامش بيرون كشيد و در هوا تكان داد و مىخواست پيامبر را بزند كه خداوند او را ناتوان ساخت . سپس گفت : اى محمد آيا از من نمىترسى ؟ پيامبر فرمود : نه از تو نمىترسم ، زيرا خداوند مرا از شر تو حفظ مىكند . آنگاه مرد شمشير را به نيامش بازگرداند و به پيامبر ( ص ) بازگرداند و خداوند به اين مناسبت آيهء زير را نازل فرمود : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ » ( مائده / 11 ) ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، نعمت خدا را بر خويش يادآور شويد ، آن